العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

236

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

و يارى . النظره بر وزن فرحه تاخير در كار . النظره يعنى هيئت و شكل . 39 - كافى . از محمد بن يحيى . . . از محمد بن مسلم گفت شنيدم از حضرت باقر ( ع ) خداوند متعال اعمال خير را بر مردم دنيا ثقيل و سنگين نموده همچنان كه همين اعمال خير موجب سنگينى ميزان است در قيامت . و اعمال شر و زشت را سبك و آسان نموده است همچنان كه اينها در ميزان اعمال قيامت سبك هستند . بيان . ثقل الخير على اهل الدنيا . يعنى بر همهء مكلفين ثقيل مىآيد يعنى اين تكاليف الهى چون مخالف با مشهيات نفسانى و بر خلاف طبع انسانها است ناگوار و ثقيل است . گرچه مقربين و اولياء حق از اثر عقل قوى و بينش كامل و كثرت علم و فهم و در اثر تمرين زياد بر هواهاى نفسانى خود غالب و پيروزند و اين تكاليف و اعمال بر آنها سبك است بلكه از اين اعمال لذت مىبرند . و ممكن است مقصود از اهل دنيا كسانى باشد كه رغبت و محبت به دنيا دارند و در عين حال ميخواهند آخرت را هم بدست آورند چنين افرادى با زجر و دشوارى و ناراحتى شهوات نفسانى را ترك مينمايند كه حسنات بر اينها ثقيل و شرور و بديها آسان است . و سنگينى و سبكى در ميزان اعمال اشاره به اين آيه است كه ميفرمايد . فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ فَهُوَ فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ فَأُمُّهُ هاوِيَةٌ سورهء قارعه 6 هر كس كه ميزان اعمالش سنگين باشد او در يك زندگى خوش و خرسندى است ولى كسى كه ميزان اعمالش سبك باشد پس بازگشت و جايگاهش دوزخ است . بدان كه در حقانيت اصل ميزان و سنجش اعمال هيچ گونه اختلافى بين مسلمين نيست و قرآن هم با صراحت در موارد زيادى اين حقيقت را گوشزد نموده ولى متكلمين از خاصه و عامه در مفهوم و حقيقت و كيفيت آن اختلاف دارند . عده‌اى از آنان اين الفاظ را حمل بر معناى مجازى آن نموده‌اند يعنى منظور از ميزان تعديل ميان عمل و پاداش است و هر پاداش و كيفرى را در محل مناسب اعمال و هر حقى بذى حقش و اصل شود ( همان طورى كه كار ميزان تعديل است ) كه مرحوم شيخ مفيد و گروهى از عامه و اكثر علماء شيعه اين عقيده را دارند . و عده‌اى ديگرى اين لفظ را حمل بر حقيقت و ظاهرش نموده‌اند و گفته‌اند كه خداوند متعال در روز قيامت يك ترازو كه داراى دو كفه و يك زبان است نصب مىكند و اعمال بندگان و حسنات و سيئاتشان با آن وزن ميگردد . و راجع به چگونگى و كيفيت آن اختلاف نظر دارند از جهت اينكه عمل يك امر عرضى و غير قابل وزن است و چيزى نيست كه خود مستقلا و في حد نفسه وجود خارجى و مادى داشته باشد تا بردارند و در كفه ترازو بگذارند و وزن كنند و لذا بعضى